
مهم, احساس رضایتِ واقعی و پایدار ست .وگرنه در لحظه ی فورانِ هیجاناتِ دنیوی , رضایتِ مقطعی حاصل می شود.مهم این است که نشئگیِ رضایت , به خماریِ دردآور , ختم نشود .آدمیزاد از بینِ هیجان و آرامش , اولی را بر می گزیندزیرا هم دمِ دست است و هم. هزینه زیادی برای به دست آوردنش متحمل نمی شود.می خندد و می خندد و می خندداما آشوبِ درونیش , ساکننمی شود .شادی , دوایِ هر درد ست.این را همگی شنیده ایم اما رویِ ریشه ها و شاخ و برگ هایش , کم کار کرده ایم .هیجانِ زودگذر و آرامش پایدار , هر دو لذت بخش ند.با این تفاوت که هیجاناتِ بی ریشه , زود واردِ خلائی مرگبار و پوچ می شونداما آرامشِ واقعی از جایش , تکان نمی خوردمانند امواجِ دریا که به پهنه آب , هیجان می دهد اما پیوستگی خود را با دریا , قطع نمی کند .هر حالتِ روح...
ادامه مطلب
نیازها و هوس های درونی انسان، قدرت دارند و بخشی از جان ما شده اند...وقتی انسان به سوی خویشتن توبه می کند، آن هوس های قدرتمند، فرو می خوابند و در این بین، توبه کننده احساس می کند که کم جان شده است.. در حالی که این جان فعلی، جان حقیقی اوست...این جان ضعیف کنونی او؛ باید مقابل مقدرات انتقام گیرنده ی نو، با صلح رفتار کند. زیرا توان مقابله با آن ها را ندارد..بدین گونه او تاوان ناپاکی های گذشته را در برابر آنها پس می دهد....
ادامه مطلب